اخبار

یادداشت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تقدیر از همه زنان ایران اسلامی

یادداشت وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در تقدیر از همه زنان ایران اسلامی
به گزارش روابط عمومی اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان سیستان و بلوچستان، دکتر ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در یادداشتی تحت عنوان «سلام بر تمام زنان ایرانی» در پایگاه اطلاع‌رسانی خود با گرامیداشت یاد و خاطره مادر و همسر گرانقدر خود از همه زنان ایران اسلامی تقدیر کرد.
متن این یادداشت به شرح ذیل است:
همه مردها، به‌نوعی متأثر از زنان، روح انسانی، زندگی اجتماعی و حتی اقتصادی خود را می‌سازند. من نیز از این قاعده مستثنی نیستم. تأثیرات شدید رفتاری و اخلاقی مادرم "بلقیس خانم " باگذشت زمان نه‌تنها کمتر نشده بلکه هنوز اثرگذاری عمیقی بر زندگی‌امروز من دارد.
یکی از الطاف خداوند به من این بود که با مهربانی همسرم، سعادت زندگی در کنار پدر و مادرم و خدمت به آن‌ها را تا پایان عمرشان داشتم. مادرم در اوایل سال هشتادوچهار به رحمت خدا رفت. در طول سالیان پس از فقدان مادر، هنوز وقتی دچار سختی می‌شوم مادرم با همان چادر سفید و گل‌های آبی، در خواب سرم را بر زانویش می‌گذارد و درحالی‌که با انگشتانش لابه‌لای موهایم را مورد نوازش قرارمی دهد برایم دعا می‌کند. یادم می‌آید در روزی که در مجلس شورا درزمان گرفتن رأی اعتماد، با تهمت‌های ناجوانمردانه و حملات ناروا، فشار روحی سنگینی به من واردشده بود، هم‌چنین در تلخ‌ترین شب زندگی‌ام که پس از یک کمای طولانی "محمدجوادم " فوت کرد و در برخی فشارهای اجتماعی و سیاسی، مادر باز هم مرا در خواب به آغوش کشید و به من آرامش و قوت قلب داد.
یکی از سیره‌های رفتاری مادرم، بخشش از آنچه که خودمان هم نداشتیم یا کم داشتیم، بود. مادرم وقت‌هایی که غذای "بودار " در خانه کوچکمان طبخ می‌کرد، چون معتقد بود بوی غذا ممکن است باعث هوس همسایه‌ها شود و چیزی نداشته باشند، با وجود سختی زندگی همیشه برای دو همسایه چپ و راست، مقداری غذا می‌فرستاد. من امروز نام آن را "حق بوی همسایگی " می‌گذارم.
فراموش نمی‌کنم زمانی را که "مشهدی خانم " از مادرم درخواست چراغ پریموس کرد و با آنکه ما نداشتیم، مادر به سنت خود که هیچ‌کس را رد نمی‌کرد سبب شد که من از "معصومه خانم " همسایه دیگر چراغی به امانت گرفتم و به او دادم و تا باز پس داده شدن چراغ، ماجرایی داشتیم. حکایت قرض گرفتن پول از دیگران برای کمک به نیازمندی که از مادر طلب کمک کرده بود حکایتی تکراری در خانه کوچک ما بود.
خیلی دلم می‌خواهد با خصیصه‌های اخلاقی پدر و مادرم زندگی کنم. چقدر امروز به این‌گونه رفتار نیازها داریم.
در طی سال‌هایی که در سعادت‌آباد زندگی می‌کردیم همسر زنده‌یادم "نرگس " خیریه‌ای در زیرزمین به پا کرده بود که در آنجا تعدادی از زنان سرپرست خانوار غذا طبخ کرده و به فروش می‌رساندند. هنوز هم زنان نیازمندی که در لیست خیریه "نرگس " جای داشتند را پی گیری می‌کنم. من از "نرگس " سپاسگزارم که هم همسر و مادر خوبی بود و هم برای مادر من، دختری قدرشناس. جالب است که سال و چهلم هر دو در یک‌زمان برگزار شد.
روز زن سال 95
۱۹ فروردین ۱۳۹۵ ۰۸:۵۹

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید