رونق تولید، بدون جذب سرمایه و کاهش هزینه‌ها ممکن نیست

پیمان مولوی، دبیر انجمن اقتصاددانان ایران  ۱۳۹۸/۰۱/۲۲
رونق تولید، بدون جذب سرمایه و کاهش هزینه‌ها ممکن نیست
در علم اقتصاد ایجاد هر واحد تولید، بازدهی و ارزش‌افزوده نیازمند صرف واحدی از سرمایه است و بدون سرمایه‌گذاری مناسب نمی‌توان انتظار رونق تولید داشت. بر این اساس، یکی از مسئولیت‌های مهم حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر هر کشور، تخصیص درست سرمایه‌های ملی و سوق دادن آن‌ها به سوی تولید توسعه‌گراست.

تجربه اقتصادهای موفق در چند دهه اخیر حکایت از آن دارد که رونق اقتصادی در این کشورها به‌صورت ملموس و قابل مشاهده، به جذب منابع و سرمایه‌های بین‌المللی بستگی داشته است، بنابراین وظیفه مهم دیگر نظام حاکمیتی هر کشور بهبود مناسبات جهانی آن کشور و تلاش در جهت جذب منابع و سرمایه‌های بین‌المللی است. از سوی دیگر، دستیابی به رونق تولید بدون توجه به نسبت توجیه‌پذیری سرمایه‌گذاری و تولید نیز امری ناممکن به‌شمار می‌رود. غفلت از نسبت توجیه‌پذیری سرمایه‌گذاری و تولید، در کشور ما غفلتی تاریخی محسوب می‌شود که بررسی جامع علل تاریخی و پیامدهای آن مجالی دیگر می‌طلبد

بررسی‌ها نشان می‌دهد، از 13کشوری که طی 10سال گذشته رشد اقتصادی بالا و مستمر -تولید ناخالص داخلی هفت درصد در سال یا بیشتر- را حفظ کرده‌اند 10کشور در جنوب شرق آسیا -کشورهای چین، ژاپن، کره‌جنوبی، مالزی، سنگاپور، اندونزی، هنگ‌کنگ، تایوان و تایلند- و یک کشور در حوزه خلیج‌فارس -عمان- قرار دارد که همه این کشورها طی همین بازه 10ساله در صدر جدول جذب سرمایه، افزایش رتبه اعتبارسنجی و کاهش ریسک سرمایه‌گذاری قرار دارند. نکته مهم دیگری که در توفیق ایجاد و استمرار رونق اقتصادی این کشورها مشاهده می‌شود توجه به پیش‌نیازهای سرمایه‌گذاری موفق در پروژه‌های اقتصادی است. معنی دقیق‌تر این عبارت این است که این کشورها هزینه سرمایه پروژه‌های اقتصادی خود را کاهش داده‌اند تا پروژه‌ها با هزینه کمتر و بهره‌وری بیشتر به بهره‌برداری برسند.

 این امر در ایران با مشکلات متعددی روبه‌رو است چنان که به گواهی آمار و اطلاعات مراجع جهانی و داخلی، کشور ما یکی از بالاترین نرخ‌های هزینه سرمایه در دنیا را دارد. در واقع شرایط خاص حاکم بر اقتصاد ایران موجب شده تمام بازیگران صحنه اقتصاد -از دولت به‌عنوان مهم‌ترین بازیگر اقتصاد کشور گرفته تا نظام بانکی و تامین مالی، کارفرمایان بخش خصوصی، پیمانکاران، سرمایه‌گذاران، بهره‌برداران و...- دست‌به‌دست هم داده و هزینه پروژه‌ها و در واقع هزینه سرمایه را افزایش دهند. به این ترتیب ما در ایران با تولیدی مواجه هستیم که با سرمایه‌گذاری به مراتب گران‌تری برای مشابه آن در جهان، به ثمر نشسته و توان رقابت در عرصه بین‌المللی را ندارد و این وضعیت در حالی ایجاد شده که ظاهرا تولید را با انواع یارانه‌ها نیز مورد حمایت قرار داده‌ایم. این، یکی از گلوگاه‌های مهم رونق تولید در کشور است به این معنی که نمی‌توان بالا بودن هزینه سرمایه را با سوبسید دادن به تولید جبران کرد و ادبیاتی که خواهان تخصیص یارانه به تولید است باید به ادبیات کاهش هزینه سرمایه‌گذاری تغییر کند.

 موضوع دیگری که در مورد نسبت توجیه پذیری سرمایه‌گذاری به تولید باید مدنظر قرار گیرد توجه به مطالعات فرصت‌سنجی کارآمد برای تعریف یک پروژه است. به بیان دیگر، توجیه‌پذیری یک پروژه اقتصادی از نظر سرمایه‌گذاری، مقدماتی دارد که مهم‌ترین آن‌ها انجام مطالعات فرصت‌سنجی دقیق و علمی است. اگر بدون انجام مطالعات فرصت‌سنجی کارآمد، طرح‌های توجیهی برای پروژه‌های اقتصادی تهیه شود، احتمال قرار گرفتن در دام موجه جلوه‌دادن پروژه‌های غیرموجه به شدت افزایش می‌یابد و تولیدی که از درون چنین پروژه‌هایی بیرون می‌آید، شاید تنها برخی مقاصد زودگذر منطقه‌ای را برآورده کند و کمکی به بهره‌وری، اشتغال و توسعه پایدار نخواهد کرد. از این منظر، شتاب‌زدگی در ارائه طرح‌های توجیهی برای پروژه‌های تولیدی، که اغلب با حمایت‌های سیاسی انجام می‌شود باید با هوشمندی نظام تصمیم‌گیری کشور چه در مجلس و چه در قوه‌مجریه خنثی شود.

برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.